دوشنبه هشتم فروردین 1390
اشک دلقک
در فضا پیچید فریاد نشاط و شادمانی، خنده ها رقصید درتالار، بانگ آفرین با کف زدنها صحنه را لرزاند.
توده انبوه جمعیّت ز شوق دیدن او موجی از احساس شد، احساس گرم و آتشین...
-می پذیرم، می پذیرم اینهمه احساس را، باتمام قلب امّا :
کودک من مرد خواهش می کنم امشب، سالن از جا کنده شد. فریاد تحسین یکصدا برخاست از هر سوی...
آفرین بازیگر خوبی است ......
استاد هنرمندی است .............
مضمون غم آلودش به دلها نشئه می بخشد . اشکهایش خنده می آرد.
-دوستان باور کنید این حرف بازی نیست.
کودک من مرد...
می خواهم برای بار آخر جسم بیجان عزیزم را ببینم، بوسه بر رویش زنم.....
باور کنید این حرف بازی نیست .....
من نهال زندگی را در درون غنچه لبهای او می کاشتم .... در خنده اش می یافتم .
نیمه شب با دستهای کوچک او با نوازشهای گرم و ساده اش، خستگیها ازتن من دور می شد. امشب آن سرچشمه امیدهایم خشک شد پژمرده شد ..... باور کنید این حرف بازی نیست ....
بازی نیست...
خنده ها یکریز بر سالن مسلّط شد، صندلیها جا به جا گردید...
این تک جمله ها در گوش می آمد که: بازی را نگر، سحراست، افسون است ....بازی نیست... باید او را غرق در گل کرد ....
شوری در نهان دارد ..... زبانش آتش افروز است ......گرمی می دهد... جان می دهد....
دل درون سینه تنگی کرد، مغزش داغ شد، دیوانه شد. یاد آهنگی که ناقص ماند ....
گلزارش که پرپر شد ...
نهال نورسی کز بوستان زندگی گم شد، یاد فرزندش، گلش، آوازهایش، آتشی افکند برجان . نغمه امید بخش زندگانی آورش.
پس چرا باور نمی دارنداینها .....؟ پس چرا؟
بغض او ترکید، اشک با رنگ گریم آغشته شد.... دیدگانش را بست، از پا تا به سر لرزید.
دسته گلها صحنه را پوشاند، عطر یاسمنها، برق شادیها، سرود خنده ها آمیخت در هم.
چنگ می زد در میان شاخه ها.... فریاد می زد،
-نوگل من مرد بازی نیست ....... بازی نی ی ی ی ی ست
چهارشنبه دوازدهم آبان 1389
سخت افزارخطرناک
اخیرا سخت افزاری ساخته شده که می تواند بسیار خطرناک باشدپس باید خیلی مواظب باشیم......
این
قطعه جديد ذخيره ساز اطلاعات در انتهاي كابل كيبرد نصب ميشود تا كليه كلمات تايپ شده را در خود ذخيره نمايد اين قطعه اكثرا در دانشگاهها ؛ ادارات ؛ كافي نت ها ؛ نمايشگاهها ؛ هتلها و فرودگاهها استفاده ميشود بنابراين كساني كه در اين مكانها اطلاعات حساب بانكي خود را وارد ميكنند يا وارد سايتهاي مهم ديگر ميشوند بايد بيشتر مراقب باشند
پس از اينكه شما اطلاعات حساب بانكي را وارد كرده و كامپيوتر را ترك ميكنيد براحتي ميتوان مجددا حساب شما را باز كرد زيرا تمام كلماتي كه تايپ كردهايد در اين قطعه سياه ذخيره شده است
بنابراين قبل از استفاده از كامپيوتر در چنين اماكني پشت كامپيوتر را چك كنيد تا از عدم وجود چنين قطعهاي اطمينان حاصل نمائيد
دوشنبه بیست و چهارم اسفند 1388
سال 89مبارک
بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
خوش بحال روزگار …
خوش بحال چشمه ها و دشتها
خوش بحال دانه ها و سبزه ها
خوش بحال غنچه های نيمه باز
خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش بحال جان لبريز از شراب
خوش بحال آفتاب …
ای دل من، گرچه در اين روزگار
جامهء رنگين نمیپوشی به كام
بادهء رنگين نمینوشی ز جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می كه میبايد تهی است
ای دريغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از «ما» اگر کامی نگيريم از بهار …
گر نکوبی شيشهء غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ …

(پیشا پیش عیدهمه مبارک)
جمعه هشتم دی 1385
مسافرشهر
| دوشنبه 4 دي1385 ساعت: 13:46 | توسط:ندا | |||
|
برای مطلب بالایی نظرخواهی نداشتین من اینجا مزاحم شدم | ||||
|
| ||||
نظرات بالا متعلق به دوست جدیدی بود که گویا مسافر شهر رنگارنگ مس می باشند . بنده پیشاش پیش مقدم این دوست عزیز را گرامی می دارم وبه ایشان وهمراهانشان خیر مقدم می گویم، سرچشمه شهریست مرکب وبه قول دوست عزیزمان آقای ابوالهادی متشکل از مردم ایران با فرهنگ ، گویش و...مختلف اما متحدکه دراین مکان این شهر را تشکلیل داده وچرخ تولیدکارخانه مس سرچشمه را به اتفاق به حرکت درآورده اند.اگر سوال یا پیشنهادی دارید بفرماید چناچه در حد اطلاعات بنده نباشد دیگر دوستان مطلع بی شک پاسخ گوی شما خواهند بود.
واما انخابات سومین دوره شوراها در شهر مس با موفقیت پنج نفر عضو اصلی که اسامی آنهااعلام شده به خوبی به پایان رسید. این پنج نفر قبل از انتخابشان در اعلامیه ها ودفتر چه های مختلف ومتنوع اسامی ، زندگی نامه واز همه مهمتر کارهای را که در صورت انتخابشان توسط مردم شهرمس انجام خواهند داد به صورت مفصل بیان کرده بودند وبه مردم قول داده بودند که چنین می کنیم وچنان ! چند سال فرصت دارند تا به قول خودشان جامع عمل بپشانند؟وآیامی توانند؟اگر قادر باشند فقط به نصف ادعاهای خویش عمل کنند بدون شک مردم شهر مس به آنها امیدوار خواهند بود.
همه منتظریم تا این دوستان عزیزسکان شورای شهر مس را بدست گیرندوصحت گفتارشان رابه اثبات برسانند. انشاالله
یکشنبه بیست و ششم آذر 1385
عکسهایی از فصل

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ


چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385
حدس بزنید جایزه بگیرید
بنام خدا
دوروز تا مشخص شدن نمایندگان این دوره شوراها باقی مانده .شما فکر می کنید چه کسانی در شورای شهر مس انتخاب خواهند شد؟تاساعت بیست و چهار روز بیست وچهارم آذرماه فرصت دارید نظربدهید. به یک نفر که درست ترین نظر را ارئه دهد باقید قرعه جایزه ای تعلق خواهد گرفت .حدس بزنید جایزه بگیرید.
چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385
تنها نامزد بی ادعا بادریایی ازعلم وعمل

به نام خدا
چند وقت پیش از رسانه ها گله کرده بودم که چرا نامزدها ی شورای شهر مس را جهت آشنای مردم با آنان از رسانه ها پخش نکردند که آقای ابوالهادی عزیز بلافاصله جواب بنده را عنایت فرومودن وبلافاصله بیوگرافی کاندیدها در مجله هفتگی (بام کویر )ویژه شهر مس به چاپ رسید . جادارد در همینجا از برادر ارجمندوزحمت کشمان جناب آقای ابوالهادی عزیز این مخلص بی ادعا تشکر کنم ومتذکرشوم ودر واقع از ایشان خواهش کنم که از مجله بام کویر وگردآورندگان این مجله در وبلاگ شهر مس هم یادی شود.واما باز هم بحث قبلی(کاندیدهایی این دوره )شهر مس می پردازیم . یکی دیگر از عزیزانی که در این رفراندم شرکت کرده وشایستگی نمایندگی مردم همیشه در صحنه شهر مس رادارد جناب آقای (محمد حسین صفورائی پاریزی ) می باشد که تا جایی بنده اطلاع دارم درکانون گرم خانواده ای متدین متعهد ومومن پرورش یافته ودر همه حال یار ویاور مستمندان و همنوعانش بوده ولی به علت تواضع وفروتنی حاضر نشد ه بود به صورت گسترده همچون دیگر نامزدها در مورد خودش تبلیغ کند . بنده چون ایشان را یکی از فروتن ترینها دیدم به سراغ ایشان رفته وبا اصرار ازاو خواستم تا اندکی از خودش . شغلش . زندگی اش .و ....برایم بگوید؟
واو چنین گفت: نامم محمد حسین است فرزند حاج ذبیح الله صفورائی که هرچه دارم بی کم کاست همه اش ازاوست در سال 1350شمسی در پاریزکه آن موقع ها روستا بود اما نه مثل همه روستاها چرا که خالی از آب وهوای باصفا ومناطق کوهستانی زیبا یش مردمش از روستا وروستا ئیها فراتر بودند .سرتان را بدرد نیاورم دوران مدرسه ام را تا راهنمایی در پاریز بودم تا اینکه به سن( پانزده سالگی) رسیدم درس را رها وبه جبهه های نبرد شتافتم ودر سنگر جهاد به درسم هم ادامه دادم .بگذریم جنگ هم تمام شد آنهایی که بامن بودند وسعادت یارشان بود پرواز کردند و رفتند. منهم همینطورکه خود می بینید در خدمت مردم شهر مس به شغل دبیری مشغولم .ازاوپرسیدم چند سال در شهر مس هستید ؟ایشان گفتند دوازده سال در سرچشمه ام از سال 1373تا سال1374درنمایندگی آموزش وپرورش در شهر مس در خدمت مردم بودم وسه 3سال هم.مدیر مدارس ابتدائی (مدارس نمونه )که در همان سال در بین کل مدارس ابتدائی رفسنجان مدرسه طالقانی شهر مس بدلیل بالا بودن هوش وذکاوت دانش آموزان بیشترین قبولی را در مدارس تیز هوشان ونمونه دولتی داشتیم ومقام اول راکسب کردیم.که این مدارس (نمونه مردمی ) منحل شدند که دانش آموزان این خطه استحقاق تاسیس مدارس نمونه دولتی در شهر مس رادارند چرا که هر ساله بیشترین آمار قبولی دانش آموزان تیز هوشان ونمونه دولتی از شهر مس می باشند. وبنده سخت در تلاش مجوز احداث دومدرسه (دخترانه وپسرانه )در شهر مس هستم و.بعد از آن بدلیل ارتقاء مدرک تحصیلی بالاتر وتشخیص کارایی بهتر در امر آموزش از طرف آموزش وپرورش به سمت مدیریت مدرسه راهنمائی (ارشاد)انتصاب شدم .از شغل دوم ایشان (کتابفروشی) پرسیدم؟ لبخندی زدند وگفتند چون در دوران دانش آموزی خودم بخصوص دوران دبستان تهیه کتاب برایم مشکل بود به این فکر افتادم تا گام مثبتی برای دانش آموزان واولیاء برداشته باشم اما اساسی ترین دلیل علاقه شخصی خودم که به مطالعه وتحقیق وازطرفی چون در شرف چاپ یک کتاب هستم این شغل کارم را آسانتر می کند.در مورد انتخابات شوراها ودلیل نامزدی ایشان ازاوپرسیدم؟ گفت:از وقتی خودم راشناختم رغبت عجیبی به احساس همدردی وکمک به همنوعانم درخود احساس می کردم .وآرزویم این بوده وهست وخواهدبود تا در گشایش سختیها گره گشای همشهریانم باشم ودوستان وچند تن از همشهریان واز همه مهمتر مسئولین فرهنگی مشوقم شدند تا کاندیدای این دوره شوم امیدوارم موفق شوم رای مردم را اخذ کنم تابتوانم دراین راه گامی مثبت بردارم البته از مردم وهمشهریان توقع دارم در این دوره از انتخابات نه برای من بلکه برای دیگر همتایانم آگاهانه وبادیدی بازشرکت کنند چرا که نمایندگان یک شهر یعنی همه مردم شهر واین نمایندگان هستندکه سرنوشت یک شهر را باخلاقیت وآگاهی باید تعیین کنند واین مسئله کوچکی نیست که سرنوشت خود را بدست چه افرادی واگذار کنند .ازاوپرسیدم؟ اگر انتخاب شوید برای مردم و شهر مس چه کارهای انجام خواهید داد ؟ بازهم لبخند معنی دارکه به وضوح معلوم بود دال برنارضایتیش از این سوال است بر لبانشان نشست وگفت:البته شورا فقط می تواند در حد واندازه کارهای که قانون برایش تعیین کرده توسط نمایندگان انجام وظیفه نماید. واما من قو ل می دهم که بیشتراز توانم برای مردم تلاش کنم وازهیچ کمکی که در حد وتوانم باشد از مردم در یغ نکنم چرا که سنگ بزرگ نشانه نزدن است من از شورا زیاد می دانم وفکرهایی راهم به این منظور دارم که اگر در این راه موفق شوم حتی الامکان پی گیر می شوم اما چیزی نمی گویم ( محال ) تا فردا شرمنده مردم شوم. شهر مس مردمی تحصیل کرده وبافرهنگ دارد وبنده هیچگاه با وعده های محال وغیر ممکن خودم را مشهورنخواهم کرد.حقیر با نیت خالص کمک ویاری به شهر ومردم شهرم پا در این راه نهادم وقول می دهم که باتمام وجودم در خدمت مردم وشهر قرار گیرم وهرگز کوتاهی نکنم فقط متذکر می شوم درشهر ماتبعیض کم نیست به عنوان مثال: از کارم وحرفه خودم شروع می کنم مدارس بالای شهر با پائین شهر از زمین تا آسمان باهم فرق می کنند از نظر بنده دانش آموز با دانش آموز فرق نمی کند ومدرسه ایشان هم نباید فرقی داشته باشد سرویس ایاب وذهاب هم نباید فرق کند و و و...که اگر بنده انتخاب شوم این کار را باجدیت در راس کارم قرارخواهم داد.ازخداوند می خواهم که هیچ گاه غروررابرمن مسلط نگرداند وبه من قدرتی عنایت فرماید تابتوانم در هرپست ومقامی در خدمت بنده گان خدا قرار گیرم همین وبس .از ایشان سپاس گذاری کردم واجاز گرفتم تا سخنانی که بینمان ردوبدل شده در وبلاگ (شهرمس وپاتوق دوستان)بگذارم در جواب گفتند ظاهر وباطن همین بود که گفتم هر چه دوست دارید . از دوست هرچه رسد نیکوست.

